طرفداران مورتال كامبت
[font size=6]با سلام‏!ورود شما را به انجمن طرفداران مورتال كمبت در ايران خوش آمد ميگوييم!
اين انجمن در حال منتقل شدن به آدرس زير ميباشد و در تاريخ 10/4/1390 پس از انتقال كامل بسته خواهد شد!
http://mkcenter.ir
[/font]

طرفداران مورتال كامبت

اولین انجمن اختصاصی مورتال کامبت در ایران
 
HomeپورتالGalleryFAQSearchRegisterLog in
با عرض پوزش , سايت طرفداران مورتال كامبت به آدرس جديد منتقل شده است.شما تا ‏5 ثانيه ي ديگر به صورت خودكار به آدرس جديد هدايت خواهيد شد.
در صورت بروز هر گونه مشكل در عدم هدايت خودكار,بر روي لينك زير كليك كنيد:

Share | 
 

 داستان شخصیت های Mortal Kombat

View previous topic View next topic Go down 
سازنده ي تاپيکپست ها
AlirezaGamer
grandmaster

grandmaster


تعداد پستها : 138
امتياز : 27687
تاریخ ثبت نام : 2010-09-09
سن : 66

Postعنوان پست : داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال15/09/10, 07:52 am

داستان کابال توی MK3 اینه :
نقل قول:
As a chosen warrior, his identity is a mystery to all. It is believed he is a survivor of a attack by Shao Kahn's extermination squads. As a result, he is viciously scarred, kept alive by artificial respirators and a rage for ending Shao Kahn's conquest.
بعنوان یک جنگجوی برگزیده هویت وی برای همه ناشناخته است. گمان میرود که او بازمانده ای از حمله افراد شائوکان است. آثار زخمهایی وحشیانه روی پوستش وجود دارد و با کمک تنفس مصنوعی زنده مانده است و بدنبال پایان دادن به سلطنت شائوکان است.

( ماسکش هم بخاطر اینه که نمیتونه بصورت عادی نفس بکشه هم اینکه صورت داغون شدش رو پنهان کنه ! )
نقل قول:

Ending :
After returning from near death, Kabal swears revenge against his attackers. He fights alongside the other Earth warriors. When he defeats Motaro and the mighty Shao Kahn, he proves he is truly the chosen one.

Before the invasion, Kabal had led a life of crime. He was once a member of the Back Dragon along with Kano. Now Kabal devotes his life to fighting injustice. He gives crime's inner circle something to fear.
بعد از اینکه از مرگ نجات یافت کابال قسم خورد از کسانی که به او حمله کردند انتقام بگیرد. او در کنار دیگر جنگجویان زمین به مبارزه پرداخت. با شکست دادن موتارو و شائوکان به همه ثابت کرد که بدرستی انتخاب شده بود.
قبل از تهاجم، کابال زندگی پر از گناهی داشت. او زمانی در کنار Kano عضو گروه Black Dragon بود. و حالا کابال زندگی خود را وقف مبارزه با بی عدالتی میکند. او باعث وحشت جنایتکاران میشود.

Reptile in MK:2


خلاصه ای از داستان :
Reptile محافظ شخصی شانگ تسونگ، در سایه ها پنهان میشود و جلوی هر کس که بخواهد به اربابش آسیب برساند را میگیرد. باور ها بر این است که ظاهر انسانی رپتایل یک جانور خزنده نفرت انگیز را در پس خود پنهان کرده است که نژادش میلیون ها سال قبل منقرض گشته است.

بعد از تورنومنت اول رپتایل متوجه شد که شانگ تسونگ قصد دارد افراد باقی مانده از نژادش را به بردگی شائو کان دراورد. رپتایل نقشه ای کشید ... او وارد تورنومنت Outworld شد و در نهایت شائوکان را شکست داد و به نقشه پلید شانگ تسونگ پایان داد. نژاد او در آرامش به زندگی ادامه دادند ...

Reptile in UMK:3


داستان :
همیشه یک خدمتگذار قابل اعتماد برای شائوکان بوده، رپتایل برای کمک به Jade در به دام انداختن پرنسس Kitana انتخاب شده است. به او دستور داده شده به هر قیمتی پرنسس خائن را متوقف سازد حتی اگر این به معنی مرگ وی باشد.

رپتایل مأموریت خود را با موفقیت به پایان رساند. شائوکان به او قول داده بود در صورت موفقیت نژاد رپتایل را به زندگی باز میگرداند اما شائوکان هیچگاه قصد عمل کردن به قولش را نداشت، رپتایل خشمگین در مقابل اربابش ایستاد و او را در مبارزه شکست داد. اما رپتایل با کشتن اربابش تنها شانس خود برای اینکه نژاد واقعیش را بشناسد از بین برد.

Outworld

قلمرو شیطان که زمانی توسط Onaga ( اسم دیگر او Dragon King است ) اداره میشد. سرزمینی که اگرچه از لحاظ ظاهری بسیار شبیه زمین است اما پر است از وحشت و شگفتی. هرج و مرج و ویرانی در آن موج میزند. میتوان گفت هسته مرکزی سری مورتال کامبت است و جنگجویان ماوراء الطبیعی و مخوف ( غالباً از نوع شیطانی ) از آنجا می آیند. جنگجویانی مثل Shao Khan , Dragon King , Bo' Rai Cho



Outworld تاریخچه بلندی دارد. از سرزمین های زیادی تشکیل شده است که با ادغام شدن در هم یک قلمرو بسیار وسیع را پدید آورده اند.
در آغاز، Dragon King همراه با لشکر شکست ناپذیرش فرمانروایی این سرزمین را بدست داشت. قدرت Dragon King به واقع دست نیافتی بود و بخاطر توان وی در احیا کردن مردگان ، ارتشی شکست ناپذیر را پدید آورده بود. اما از آنجا که خود Onaga آسیب پذیر بود مشاور او یعنی Shao Khan وی را مسموم کرد. با مرگ Onaga شائو کان زمام امور را بدست گرفت اما هنوز افرادی وفادار به Dragon King باقی مانده بودند. بسیاری از مشاوران حاکم قبلی و جنگجویان از خدمت به شائو کان امتناع و اقدام به خودکشی کردند، آنها معتقد بودند Onaga پس از بازگشت از مرگ آنها را مجدداً احیا خواهد کرد.

شائو کان شروع کرد به تجاوز به دیگر قلمرو ها و تشکیل یک امپراطوری واحد. یکی از بزرگترین پیروزی های او در سرزمین باستانی Edenia بود، شائو کان ارتش خود را به این سرزمین فرستاد و نیروهای Edenia را تار و مار کرد و پادشاه آنجا یعنی Jerrod را با دستان خود به قتل رساند. او Sindel ملکه Edenia را به همسری خود دراورد و فرزند او Kitana را به فرزند خواندگی پذیرفت. مدتی بعد Sindel خودکشی کرد و پرنسس Kitana را بعنوان تنها وارث تاج و تخت Edenia تنها گذاشت. کیتانا و دوست صمیمی دوران کودکیش Jade تحت نظر شائو کان تعلیم دیدند. با ادامه پیروزی های کان بر دیگر سرزمین ها قدرت وی بی اندازه افزایش یافت. از زمان فتح Edenia شائو کان بعنوان قدرت مطلق در Outworld شناخته شد.

بدنبال گسترش امپراطوری، چشمان شائو کان به قلمرو زمین دوخته شد. او شاگرد خود Shang Tsung را بسوی زمین فرستاد با این مأموریت که تعادل حاکم بر زمین را بهم بزند و زمینه را برای حمله شائو کان به آنجا فراهم آورد. مدتی بعد شائو کان Goro فرمانروای Shokan را برای کمک به شانگ تسونگ به زمین فرستاد. به مدت پانصد سال گورو و تسونگ در زمین باقی ماندند، تشونگ نتوانست وظیفه ای که اربابش به او محول کرده بود را انجام دهد و با مرگ ظاهری گورو او نیز محکوم به مرگ بود.

تسونگ از شائو کان خواست تا فرصتی دیگر به او بدهد. آخرین نقشه او کشاندن Liu Kang ( بزرگترین قهرمان زمین ) و افرادش به Outworld بود جایی که آنها قطعاً با مرگ مواجه میشدند. تسونگ با افرادی کمی که توسط Baraka رهبری میشدند به زمین بازگشت. آنها با برگزاری یک تورنومنت بعنوان طعمه لیو کانگ و دیگر جنگجویان زمین را فریب دادند. لرد Raiden نیز همراه با قهرمانانش از طریق دروازه ای برای شرکت در مبارزات وارد Outworld شدند. جنگجویان زمین سخت مبارزه کردند اما بزودی متوجه شدند که ترنومنت چیزی جز یک حقه نبوده است. نقشه ای که آنها را سرگرم میکرد در حالی که شائو کان ارتش خود را برای حمله به زمین آماده کرده بود. قهرانان در حالی که از سوی نیروهای شائو کان تعقیب میشدند از Outworld فرار کردند. جنگ بزودی شروع میشد.

شائو کان میخواست با استفاده از جسم و روح سیندل، ملکه قبلی خود را در زمین به زندگی باز گرداند. او با شکستن مرزهای زمین توانست اختیار آن را بدست گیرد و با پیوند زدن زمین به جهان خارج توانست روح تمام انسانها را از آن خود کند. سپس کان لشگر خود را برای نابودی بازماندگان فرستاد اما او بزودی دریافت که روح هایی وجود دارند که او نمیتواند در اختیار خود دراورد. لرد Raiden جاودانگی خود را فدای محافظت از روح جنگجویانی کرده بود که فکر میکرد میتوانند زمین را نجات دهند. در نبردی که درگرفت جنگجویان زمین سخت تر و طولانی تر از هر زمانی مبارزه کردند، در آخرین مبارزه لیو کانگ با شائو کان روبرو شد. با وجود خشمی که درون لیو کانگ بخاطر از بین رفتن دوستان و برادرانش شعله ور بود او توانست شائو کان را شکست دهد و به سلطنت شیطانی او پایان بخشد.

با شکست کان، زمین بحالت عادی بازگشت و لشکریان جهان خارج به سرزمین خود عقب نشینی کردند. ملکه سیندل از چنگ شائو کان رها شده بود و همراه دخترش کیتانا تلاش کردند که اوضاع جهان خارج را مرتب کنند. مردم Edenia نیز خود را از Outworld جدا کردند و دوباره قلمرو مستقل خود را بازیافتند.

چند سال بعد شایعه بازگشت شائو کان به گوش کیتانا رسید. او همراه جنگجویان Edenia به جهان خارج بازگشت تا یکبار و برای همیشه به زندگی شائو کان خاتمه دهد. در این زمان اتحادی بین Edenia و Shokan ( که توسط Goro رهبری میشد ) و نیروهای زیادی از جهان خارج شکل گرفته بود تا بر لشگر شائو کان غلبه کنند. اما لشگر شائو کان قویتر از آنچه بنظر میرسید بود و جنگ برای چند سال ادامه یافت.

جنگ زمانی متوقف شد که شائو کان بطرز مخفیانه ای توسط Quan Chi و Shang Tsung که گروه Deadly Alliance را تشیل داده بودند کشته شد. آنها قصد داشتند شائو کان و لیو کانگ که بزرگترین خطر برای رسیدن به اهدافشان بودند را از بین ببرند و موفق شدند. امپراطور پیشین جهان خارج و نیز قهرمان بزرگ زمین هر رو کشته شدند. نقشه آنها برای احیا کردن لشکر فراموش شده Dragon King در حال اجرا بود. با منتقل کردن روح جنگجویان بزرگی که کشته شده بودند به کالبد افراد آن لشگر آنها میتوانستند تمام قلمرو ها را در اختیار خود دراورند.

دوباره رایدن و قهرمانان زمین وارد جهان خارج شدند تا Deadly Alliance را متوقف کنند اما موفق نشدند و همگی کشته شدند و فقط رایدن خدای رعد زنده ماند. رایدن با دو جادوگر مبارزه کرد اما در مقابل نیروی عظیم آنها شکست خورد. بعد این دو یعنی Quan Chi و Shang Tsung بر سر تصاحب قدرت به جان هم افتادند، کوان چی پیروز شد اما هنوز لحظه ای از شادمانیش نگذشته بود که دشمن جدیدی وارد میدان شد. Onaga دوباره بازگشته بود تا لشگر خود را احیا کند و دوباره بر قلمروها مسلط شود. کوان چی سعی کرد به تنهایی جلوی او را بگیرد اما قدرت Onaga بسیار عظیم بود. رایدن و شانگ تسونگ بیدار شدند و به کوان چی پیوستند. با آنکه این سه جنگجو بسیار قدرتمند بودند اما باز هم Dragon King قدرت بیشتری داشت و بنظر شکست ناپذیر میرسید. در آخرین تلاش رایدن تمام نیروی خدایی خود را متمرکز کرد و بسمت Dragon Kong رها کرد. این رعد برای خاکستر کردن هر چیزی در آن اطراف کافی بود. همه چیز نابود شد اما Onaga آسیبی ندید و اکنون برای عملی کردن نقشه های اهریمنی خود هیچ مانعی در سر راه ندارد ...


سوال : جنگ جویانی مثل اسکورپیون و ساب زیرو و ارمک از کدوم جهان اومدن؟

جواب : فقط آغازش نیست، تقریباً کل Deception رو پوشش میده. آخر داستانی که تعریف کردم ( نبرد Raiden , Quan chi , Shang Tsung و بعد بازگشتن دراگون کینگ ) در دموی اول بازی MK Deception به نمایش در میاد. ولی توجه کنید که این اول داستان نیست بلکه میشه گفت تقریباً انتهای داستان رو نمایش میده و بعد از اون هنوز مشخص نیست تا اومدن MK Armagedon
MK Shaolin Monks هم با اینکه بعد از Deception اومد اما داستانش برمیگرده به آخر MK1 و تقریباً همزمان هست با MK2
MK Deception یک بخش داستانی داره که با شخصیت Shujinko بازی میکنید. شروع این قسمت تقریباً همزمان با جریانات MK2 هست. دراگون کینگ ( که سالها پیش توسط شائو کان مسموم شده بود ) از دنیای مردگان با شوجینکو تماس میگیره و ازش میخواد تا 6 تا Kamidogu رو جمع کنه تا بتونه به زندگی برگرده. که این خودش چندین سال طول میکشه تا زمانی که شوجینکو پیر شده ... از اون طرف هم یک تخم اژدها در کوه آتشفشان وجود داره که در موقعی که داره میشکنه Reptile هم اونجا بوده ( این ها همه خودشون کلی داستان دارن ! ) و انرژی که از تخم آزاد میشه به Reptile برخورد میکنه و دراگون کینگ با استفاده از جسم Reptile زنده میشه و بعدش هم که مبارزش با رایدن و کوان چی و شانگ تسونگ که تعریف کردم .... بعد از این هنوز معلوم نیست.
البته Ending های بعضی از شخصیت ها اشاره به این داره که دراگون کینگ از بین میره اما باز هم بطور قطعی مشخص نیست و باید تا اومدن Armagedon صبر کرد.

در مورد زادگاه Scorpion , Sub-Zero , Ermac

اسکورپین در اصل یک انسان زمینی به اسم Hanzo Hasashi بود که خودش و خانوادش توسط Sub zero کشته شدند اما توسط خدایانش دوباره در جهنم زاده شد و به زمین برگشت تا انتقام بگیره. در واقع تبدیل شد به یک undead hell spawned ninja spectre روح نینجایی که دوباره در جهنم زاده شده و هیچ گاه از بین نمیرود.
پس درست معلوم نیست که Scorpion رو باید زمینی بدونیم ( earthrealm ) یا جهنمی ( Netherrealm ) بدونیم.

Sub zero اسم 2 تا برادر هست از نژاد Cryomancers در Outworld که نسل آنها بدلایل نامعلوم از بین رفت و فقط تعداد اندکی از آنها به زمین پناه آوردند و رفته رفته نسلشان با انسان آمیخته شد. برادر بزرگتر بعدها توسط Scorpion کشته شد و در Netherrealm با اسم Noob Saibot دوباره متولد شد. برادر کوچکتر هم با وجود اینکه در Outworld بوجود آمده اما جزو شخصیت های مثبت محسوب میشود و در مبارزات علیه شائو کان به رایدن و دیگر جنگجویان زمین کمک میکند.

Ermac هم در Outworld از ترکیب چندین روح بوجود آمده.

( نکته جالب در مورد ارماک این هست که گفته میشه بوجود آمدنش بعلت یک Glitch در MK1 بوده که رنگ Scorpion اشتباهاً از زرد به قرمز تغییر میکرده و این باعث شده که سازندگان این شخیصت رو هم در شماره های بعد وارد داستان بکنند. اسم Ermac هم از ERror MACro گرفته شده ! )

داستان Mortal Kombat 4 :
در شهر کوتان معاهده ای در حال امضا شدن بود که زیاد مزاج سنتار ها خوش نیومده بود و بدجوری جر و بحث داشت بالا می گرفت و کیتانا هم تقریبا کنترل جلسه رو از دست داده بود .
یه سنتار : پادشاه شائو کان این سرزمین رو بما داده .
کیتانا : برای ملکه مهم نیست شائوکان چی کار کرده.این سرزمین باید بهه شوکان ها برگرده.
اون سنتار بطرف کیتانا حمله برد ولی یه قامت 4 دست بزرگ اونو نقش بر زمین کرد .بله مدعی اول پادشاهی شوکان برگشته بود و اون کسی جز گورو نبود .
گورو : این پیمان نامه امضا می شه وهر کی به پرنسس آسیبی برسونه با من طرفه .
اما صدای انفجار عظیمی اومد و یکی از سربازای کیتانا اومد و گفت که انفجار در پایتخت رخ داده و کیتانا گفت که ملکه در خطره ما باید خودمو رو به پایتخت برسونیم و گورو گفت شوکان هم پشت اونه و.........

ولی در پایتخت سفیری از یک سرزمین دیگه اومده بود تا با ملکه سیندل در مورد تبادل مهاجر صحبت کنن اون با دخترش باسم تانیا اومده بود. اون سفیر می گفت مردم ما از نظر هنر بسیار قوی هست بهمین دلیل یه گوی به ملکه تقدیم کرد که ملکه هم اونو پذیرفت اما بعد از مدتی اون گوی تغییر کرد و تبدیل شد به یه پورتال تا شیناک بعد از میلیون ها سال از ندرریلم (جهنم) آزاد بشه و اون مبارزان قدرتمندش رو مثل ریکو و نوب سایبات و رپتایل و میلینا(که در جهنم دوباره زنده شده بود) و البته لشکر شیاطینش رو با خودش آورد . بعد از این اتفاقات ماهیت اصلی سفیر مشخص شد و اون کسی جز کوانچی نبود و تانیا هم نقش دختر اون رو بازی کرده بود یه ماموریت جدید پیدا کرده بود .
مدت کمی طول کشید تا ادنیا بطور کامل بدست دست نیرو های جهنم افتاد اما شیناک تمام تلاشش رو کرده بود تا انتقامش رو از خدایان اعظم بگیره چون اون رو سال ها محبوس کردن بهمین دلیg تعدادی از ارتشش رو در اونجا باقی گذاشت و به بهشت حمله کرد . در اونجا مبارزه با خدایان با قدرت تمام انجام شد و تعداد زیادی از خدایان اعظم نابود شدن و یکی از خدایان به زمین پرتاب شد و او کسی جز فوجین خدای باد نبود . در نبرد هایی که در بهشت انجام شد یک نفر بود بسیار آشنا که با خدایان همکاری می کرد و او کسی جز جانی کیج نبود (او بعد از مدتی از ریدن خواست اونو به بدنش برگردونه تا به بقیه دوستاش کمک کنه ) . البته جهنم هم بدون تلفات نبود و ژنرال ارتش خودش ریکو رو از دست داد .
اما از قهرمانان مورتال کامبت بشنویم :
ساب-زیرو بعد از نابودی شائوکان دیگه کسی دنبالش نبود چون لین کوئی متلاشی شده بود.کماکان دنبال نشانه های برادرش بود و در آخرین تلاش هاش به نزدیکی معبد عناصر رسید ولی صدای طبل کوفتن از اونجا شنید برای همین با سرعت بیشتر به اونجا حرکت کرد.
اما لیو کانگ داشت با یکی از دوستان قدیمیش بنام کای که به تازگی در آمریکا ملاقات کرده بود صحبت می کرد که صدای اون طبل رو شنید پس با کای بسمت معبد عناصر حرکت کرد .
از طرفی سونیا هم بدنبال جرک آخرین فرد باقیمونده از بلک دراگون(این اسم نام گروهی است که دست به جنایت های برنامه ریزی شده می زدن) بود اما بعد از دستگیری اون مجبور شد به سمت معبد عناصر حرکت کنه . جکس هم مرکز فرماندهی آژانس تحقیقات ضد دنیای بیرون رها کرد و خودش رو به معبد عناصر رسوند .
اونجا اونا سه نفر رو دیدن فوجین ، جانی کیج و ریدن که داشت به طبل می کوفت. ریدن شروع کرد به گفتن اینکه چی شده و از مبارزای زمینی خواست که به ادنیا برن و اونجا را نجات و بعد او فوجین رفتن .
از طرفی جرک هم با تمام بد ذاتیش قول داد که به مبارزای زمین کمک کنه . سونیا و جکس که عضو آژانس تحقیقات ضد دنیای بیرون بودن نه با جادو بلکه با علم (یک راکتور هسته ای ) یه پورتال به ادنیا درست ولی وقتی قهرمان ها به ادنیا رسیدن کاری از پیش نبردن پس برای دفاع از زمین به زمین برگشتن.
اما بشنویم از نیروهای جهنم
اونا تعداد زیادی از خدایان رو کشتن و حالا وقت نقشه ی نهایی بود حمله به زمین و از اینجا بود که ماموریت تانیا شروع شد اون باید با فریب دادن لیو کانگ اونا مرکز فرماندهی شیناک در زمین می کشوند . از طرفی کوانچی هم می خواست نقشه ی خودش رو عملی کنه . نقشه ی اون این بود که بعد از نابودی زمینی ها شیناک رو نابود کنه اما اون به کمک احتیاج داشت بهمین دلیل به اسکورپیون قول داد که اگر ساب زیرو رو نابود کنه اون رو به زنگی بر می گردونه و اسکورپیون هم قبول کرد اما دیگر متحد کوانچی باراکا که بعد از نابودی شائوکان تمام سرزمین ها رو گشته بود در ادنیا با کوانچی ملاقات کرد و کوانچی بهش قول داد که اگه بهش کمک کنه بعد از تموم شدن ماجرا در کنار هم حکومت کنن . یک مبارز زمینی هم بود که در خفا جا گرفته بود و اون کونگ لائو و وقتی خبر بازگشت گورو رو شنید اومد تا انتقام جدش رو بگیره و گورو هم اومده بود تا مقام خودش رو از لیو کانگ پس بگیره .
اما بعد از اینکه همه نیروهای جهنم ادنیا رو ترک کردن کیتانا تونست خودش رو آزاد کنه و بدنبال مادرش گشت اما اونو پیدا نکرد ولی عجیبترین اتفاق افتاد اون با کسی روبرو شد که خودش کشته بود میلینا .
میلینا گفت که اون سلطنت ادنیا رو می خواد اما کیتا نا گفت اونا خواهر نیست بلکه فقط همخون هستن و میلینا نتیجه ی جادوگری شانگ تسونگ برای شائوکان و میلینا عصبانی شد و با یه آپرکات کیتانا رو روی تخت سلطنت پرتاب کرد و کیتانا با فشار یک دکمه اونو به یکی ز ندان های زیر زمینی قصر منتقل کرد .
اما به زمین برگردیم
در اونجا ژنرال ارتش شیناک یعنی ریکو برگشته بود و قدرت شیناک دو چندان شده بود و زمینی ها راهی جز اعتماد به دختری که خودش رو از بازمانده های ادنیا معرفی میکرد (تانیا) نداشتن . پس قرا شد تانیا لیو کانگ رو بسمت مقر شیناک راهنمایی کنه و بقیه با نیرو های جهنم بجنگن اما متاسفانه ساب زیرو دوباره تحت تعقیب قرار گرفته بود بله لین کوئی دوباره تشکیل شده اونا سایرکس رو دوباره پیدا کردن و صدمات اونو ترمیم کردن و برای کشتن ساب زیرو فرستادن اما اون تغییر کرده بود حالا اون صحرا چه بلایی سر اون آورده بود معلوم نبود پس لین کوئی سکتور رو برای مراقبت از اعمال اون فرستادن ولی یکی دیگه هم به دنبال ساب زیرو و اون اسکورپیون بود . چرا چون کوانچی اونو متقاعد کرده بود این همون سابزیرویی هست که کشته . بهر حال مبارزه بین این دو شروع شد و سابزیرو شکست خورد و ....
از طرفی شیناک و کوانچی باهم نشسته بودن تو اتاق سلطنتشون نشسته بودن که رپتایل اومد از اونا خواست بقولشون عمل کنن اما اونا رپتایل رو به جهنم برگردوندن اما در این لحظه کوانچی در مقابل شیناک قرار گرفت و شیناک اونو زد اما ضربش هیچ اثری رو کوانچی نکرد بله کوانچی طلسم شیناک رو دزدیده بود کوانچی ناپدید شد وتانیاهم لیو کانگرو آورد و بعد فرار کرد شیناک براحتی نابود شد و زمین آزاد شد .
سونیا هم در بالای یک کوه از جرک خواست که تسلیم بشه اما اون به سونیا حمله کرد با جا خالی سونیا اون به قعر دره رفت.
اگر یادتون باشه اسکورپیون سابزیرو رو شکست داد
اسکورپیون: با شکست دادن تو من انتقام خانواده ام رو گرفت بالاخره روح من می تونه آروم بگیره
سابزیرو: روح تو هرگز آروم نمی شه لین کوئی فقط تو رو کشت و قاتل حقیقی خانواده ی تو هنوز زندس .
اسکورپیون : اگه تو قاتل نیستی پس کیه ؟
کوانچی: من ، برای شکست دادن سابزیرو من بتو نیاز داشتم حالا هم که کارت انجام شده به جهنم می ری.
اون در حال تله پورت کردن اسکورپیون هست که اسکورپیون می گه هرگز و خودش رو به کوانچی می کوبونه واونا با هم به پنجمین بخش جهنم می رن و ددلی آلیانس شروع به شکل گرفتن می کنه .
از طرفی سایرکس چون یه تصاویری از گذشته ی انسانی خودش دیده بود پیش جکس وسونیا می ره واز اونا می خواد که روحشو بهش برگزدونن و اونا هم اینکارو می کنن و سایرکس به نیروای ویژه ملحق می شه و مامور اونا تو دنیای بیرون می شه .
از طرفی سکتور هم که حافظه ی دستگاه تو این مبارزه ها آسیب دیده میره و ارباب لین کوئی رو می کشه.
و بالاخره معلوم می شه ریکو واقعی مرده بوده و اونی که خودش رو جای ریکو جا زده بوده شائوکان بوده واین خبر به دو مبارز بی ارباب یعنی نوب سایبات و رپتایل می رسه واونا میرن که به خدمت شائوکان در بیان.
ریدن بخاطر کارهای عالیی که کرده بود به مقام خدای اعظم رسید و قرار شد فوجین جای اون محافظ زمین بشه .
دو مبارز دیگه ی ما کای و باراکا بودن که کای تصمیم در دنیا به جست و جو پردازه و باراکا هم به نزد تارکاتان ها رفت و داستان حمله شیناک به پایان رسید اما برزگترین تهدید در راه بود.......

منبع بازیسنتر .
Back to top Go down
SUB-ZERO
WARRIOR

WARRIOR


تعداد پستها : 26
امتياز : 23272
تاریخ ثبت نام : 2010-09-15

Postعنوان پست : داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال15/09/10, 06:57 pm

بابا,کارت ایول داره!!دستخوش!!
Back to top Go down
Liu Kang
Elder god
Elder god


تعداد پستها : 477
امتياز : 36134
تاریخ ثبت نام : 2010-08-10
سن : 21

صفحه ي كاربر
وضعيت:
1/1  (1/1)
Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال17/09/10, 10:36 pm

عالي بود.
واقعا عالي بود.
حال كردم.
Back to top Go down
http://mortalkombatfans.tk
elvis
grandmaster

grandmaster


تعداد پستها : 304
امتياز : 28034
تاریخ ثبت نام : 2010-09-03
سن : 24

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال09/10/10, 09:28 am

وبلاگ من هم اونجا به طور کامل به بیوگرافی پرداخته . این ها تکراری بودن SHINNOK
Back to top Go down
http://www.tezes.blogfa.com/
Liu Kang
Elder god
Elder god


تعداد پستها : 477
امتياز : 36134
تاریخ ثبت نام : 2010-08-10
سن : 21

صفحه ي كاربر
وضعيت:
1/1  (1/1)
Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال10/10/10, 11:54 pm

طوري نيست كه هم تو وبلاك تو باشه هم تو فروم ما!
Back to top Go down
http://mortalkombatfans.tk
EMPEROR
sorcerer

sorcerer


تعداد پستها : 554
امتياز : 33414
تاریخ ثبت نام : 2010-09-16
سن : 36

صفحه ي كاربر
وضعيت:
1/1  (1/1)

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال21/11/10, 12:54 pm

آقا من توی دوسه تا فروم دیگه چندتا بیوگرافی کامل وخوب دیدم بصورت عکس میذارم تااینجاهم اگه شد استفاده بشه
Back to top Go down
EMPEROR
sorcerer

sorcerer


تعداد پستها : 554
امتياز : 33414
تاریخ ثبت نام : 2010-09-16
سن : 36

صفحه ي كاربر
وضعيت:
1/1  (1/1)

Postعنوان پست : معرفی    تاريخ ارسال23/11/10, 12:34 pm

خدایی برید فقط ببینید!
Back to top Go down
SCORPION
MASTER

MASTER


تعداد پستها : 785
امتياز : 39085
تاریخ ثبت نام : 2010-11-06
سن : 27

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال29/11/10, 11:55 am

نمیتونی همشو تو سایتمون یزاری با ذکر منبع؟




I LOVE SCORPION
[You must be registered and logged in to see this image.]
Back to top Go down
EMPEROR
sorcerer

sorcerer


تعداد پستها : 554
امتياز : 33414
تاریخ ثبت نام : 2010-09-16
سن : 36

صفحه ي كاربر
وضعيت:
1/1  (1/1)

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال30/11/10, 01:20 am

SC0RPION wrote:
نمیتونی همشو تو سایتمون یزاری با ذکر منبع؟
اولش دوسه تاشو ادیت کردم گذاشتم ولی فکر کردم دیدم کاردرستی نیست چون خیلی براش زحمت کشیده بودگفتم جالب نمیشه همینطورارجینال بهتره!
Back to top Go down
SCORPION
MASTER

MASTER


تعداد پستها : 785
امتياز : 39085
تاریخ ثبت نام : 2010-11-06
سن : 27

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال30/11/10, 05:44 am

خوب اگه بگی از کجا گرفتیشون هرکسی که بخوندشون میفهمه از کجاست به ضرر اون سایت هم نمیشه.به نظر من بزاری بهتره




I LOVE SCORPION
[You must be registered and logged in to see this image.]
Back to top Go down
EMPEROR
sorcerer

sorcerer


تعداد پستها : 554
امتياز : 33414
تاریخ ثبت نام : 2010-09-16
سن : 36

صفحه ي كاربر
وضعيت:
1/1  (1/1)

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال30/11/10, 10:18 am

SC0RPION wrote:
خوب اگه بگی از کجا گرفتیشون هرکسی که بخوندشون میفهمه از کجاست به ضرر اون سایت هم نمیشه.به نظر من بزاری بهتره
آقاجان اگه خوشت اومده خدایی اینکارروبکن خیلی هم خوشحال میشیم بعنوان یک کاربرفعال این مطلب روشما کارکنی منبعش روهم که داری. بسم ا...
Back to top Go down
SCORPION
MASTER

MASTER


تعداد پستها : 785
امتياز : 39085
تاریخ ثبت نام : 2010-11-06
سن : 27

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال30/11/10, 12:03 pm

shaokahn wrote:
SC0RPION wrote:
خوب اگه بگی از کجا گرفتیشون هرکسی که بخوندشون میفهمه از کجاست به ضرر اون سایت هم نمیشه.به نظر من بزاری بهتره
آقاجان اگه خوشت اومده خدایی اینکارروبکن خیلی هم خوشحال میشیم بعنوان یک کاربرفعال این مطلب روشما کارکنی منبعش روهم که داری. بسم ا...
اقا چرا میزنی خوب من خودم میزارم




I LOVE SCORPION
[You must be registered and logged in to see this image.]
Back to top Go down
SCORPION
MASTER

MASTER


تعداد پستها : 785
امتياز : 39085
تاریخ ثبت نام : 2010-11-06
سن : 27

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال21/12/10, 04:50 pm

shaokahn جان زحمتشو دارن میگشن تو این بخش
[You must be registered and logged in to see this link.]




I LOVE SCORPION
[You must be registered and logged in to see this image.]
Back to top Go down
mohsen kang
WARRIOR

WARRIOR


تعداد پستها : 5
امتياز : 21170
تاریخ ثبت نام : 2011-03-06
سن : 17

Postعنوان پست : دستت درد نکنه   تاريخ ارسال07/03/11, 03:25 am

دستت درد نکنه . خیلی باهال بود. cat tongue liukang_dance tongue
Back to top Go down
Leon
MORTAL

MORTAL


تعداد پستها : 1
امتياز : 20560
تاریخ ثبت نام : 2011-04-20
سن : 26

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال22/04/11, 02:33 pm

دوستان چرا تمام داستانها رو قاطی میکنین و میزارین...
کسی کل داستان مورتال کمبات+بیوگرافی مبارزان رو از اول نداره؟؟؟؟؟؟؟؟
Back to top Go down
Guest
Guest



Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال22/04/11, 10:36 pm

Leon wrote:
دوستان چرا تمام داستانها رو قاطی میکنین و میزارین...
کسی کل داستان مورتال کمبات+بیوگرافی مبارزان رو از اول نداره؟؟؟؟؟؟؟؟

تو سایت من هستش
www.mkcenter.ir


Last edited by Kung Lao on 29/05/11, 12:08 am; edited 2 times in total
Back to top Go down
antoni
MORTAL

MORTAL


تعداد پستها : 3
امتياز : 20210
تاریخ ثبت نام : 2011-05-27
سن : 41

Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال28/05/11, 07:05 am

پس smoke چی میشه
Back to top Go down
Guest
Guest



Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال29/05/11, 12:11 am

نژاد : شبح ( سابقا سايرومنسر)
متحدين : Shinnok
, Shao Kahn , Quan Chi , Shang Tsung , Onaga , Smoke , Sektor , Frost , Reptile , Baraka , Mileena
دشمنان : Raiden
, Fujin , Sub-Zero , Sareena , Scorpion , Liu Kang , Sonya Blade , Jax , Kung Lao , Goro
سبك مبارزه : Hapkido
, Pi Gua , Monkey
اسلحه :Scythe
, Ninja Sword , Troll Hammer
جهت گيري : بد




در
اعماق تاريك ترين دنيا ها ، دنياي زيرين ، نوب سايبوت ، متولد شد ، او
زاده ي شيطان بود . قبل از انكه او تبديل به شبح كنوني شود ، با نام
Sub-Zero مي شناختندش ، يكي از قدرتمند ترين نينجا هاي قبيله ي لين كويي .

زماني
كه او در اولين بازي سري MK به دستان Scorpion كشته شد ، روحش كه به خاطر
سالها خشونت و ادم كشي ، فاسد و تاريك شده بود ، بنابراين به طبقه ي پنجم
دنياي زيرين ( جهنم) رفت . در انجا ، شيطان درون او ازاد شد ، او را از
غرورش ، دلسوزي و هر چيزي كه از او انسان مي ساخت ، عريان نمود . او نه
تنها قصد ماندن در دنياي زيرين را داشت بلكه قصد داشت انجا را فتح كند و بر
ان حكومت كند . با وجود انكه در طول داستان او را زير دست Shinnok و Shao
Kahn مي بينم اما تنها متحد غايي او خودش است و بس .

نام اصلي سايبوت ، قبل از مرگش مشخص نيست .



Mortal Kombat Mythologies: Sub-Zero
در
زمان زندگي ، زماني كه سايبوت ، Sub-Zero بود ، او به عنوان قدرتمندين
دزد و قاتل لين كويي شناخته مي شد. روزي او و قبيله اش توسط جادوگري به
نام Quan Chi به خدمت گرفته شدند تا كتيبه اي را از معبد شائولين بدزدند .
هر چند ، Quan Chi ، همچنين يك نينجاي ژاپني با نام هانزو هاساشي با كد
اسم Scorpion ، از قبيله ي شيراي ريو ،رقيب باستاني قبيله ي لين كويي ،
را استخدام كرد تا همان ماموريت را در صورت شكست لين كويي انجام دهد .

Sub-Zero
راهبان بسياري را از بين برد و نگهبانان معبد را كشت و در نهايت زماني
كه به تالاري كه كتيبه انجا بود رسيد با Scorpion روبرو شد . جنگ خونيني
براي به دست اوردن كتيبه بين انها شكل گرفت و در نهايت Sub-Zero با كشتن
Scorpion پيروز شد و از انجا فرار كرد .

Sub-Zero همراه با كتيبه
به كوهستان لين كويي بازگشت . در انجا Quan Chi با تقدير از او قول اينكه
او را روزي استاد بزرگ لين كويي خواهد كرد را به او داد. همچنين Quan Chi
از او به خاطر كشتن اخرين عضو قبيله ي شيراي ريو تشكر كرد . او در انجا
براي Sub-Zero رو كرد كه در اصل او بود كه Scorpion را استخدام كرده بود .
اين موضوع اصلا به مذاق Sub-Zero خوش نيامد .

Quan Chi فاش كرد كه
ان كتيبه در اصل نقشه اي به معبد افسانه اي عناصر است . كه در ان معبد
گردنبندي افسانه اي كه قدرت هاي بسيار زياد و عجيبي داشت وجود دارد . Quan
Chi كه توسط خدايان زمين از ورود به معبد منع شده بود ، Sub-Zero را به
داخل معبد فرستاد تا گردن بند را براي او بدزدد. از همان لحظه اي كه
Sub-Zero داخل معبد شد با تله ها و محافظين خطرناك بسياري روبرو شد
.همچنين معبد توسط چهار تن از نگهبانان عناصر ، محافظت مي شد ، كه Fujin
كه در بازي هاي آتي نقش مهمي را ايفا مي كرد ، در ميان محافظان بود .
Sub-Zero با اينكه همانند هميشه خونسرد و بي احساس به نظر مي رسيد اما مي
دانست در مقابل بهترين جنگجويان زمين قرار گرفته است . اما با اين حال نه
تله هاي معبد و نه محافظان قادر به بازداري Sub-Zero از حركتش نمي شدند .
با از بين رفتن اخرين نگهبان عنصر ، تالار اصلي كه گردنبند در ان بود
نمايان شد ، همچنين نفريني كه مانع از ورود Quan Chi مي شد ، از ميان رفت .
در همان موقع كه Sub-Zero مي خوسات گردنبند را بردارد ، Quan Chi به
سرعت سر رسيد و با زودتر برداشتن گردنبد از اين كار جلوگيري كرد . او
طبيعت اصلي گردنبند را براي Sub-Zero اشكار كرد ، آن گردنبند ، ازان ِ
Shinnok بود ، خداي باستاني از شكوه افتاده اي كه ميليون هاي سال پي توسط
خدايان ديگر به دنياي زيرين طرد شده بود ، زيرا حرص و طمع فتح تمامي دنيا
ها و مخلوقين را در سر مي پروراند . اين گردنبند مي توانست قدرت Shinnok
را به طور كامل بازگرداند تا او بتواند دوباره حمله ي خود را به دنياها
اغاز كند .

Quan Chi ناپديد شد و Sub-Zero در وسط تالار تنها ماند
. لحظاتي بد ، خداوند رعد ، Raiden سر رسيد . خشمگين و ناراحت از طمع
Sub-Zero و قبيله اش و اينكه قوانين او را زير پا گذاشته اند ، به
Sub-Zero دستور داد تا گردنبند را به سرعت پس بگيرد ،زيرا گردنبند حال در
دنياي زيرين بود ، جايي كه Raiden در انجا قدرتي نداشت و با باز كردن
گذرگاهي Sub-Zero را به دنياي زيرين فرستاد .

Sub-Zero به محض
ورودش در زندان ارواح Quan Chi گير افتاد . در انجا او با روح نامرده ي
دشمن قسم خورده اش ، Scorpion ، كه Sub-Zero را به خاطر كشتن اون و تمام
خاندانش سرزنش مي كرد روبرو شد . با وجود انكه Scorpion يكبار مرده بود و
ديگر نمي توانست بميرد اما باز هم از Sub-Zero شكست خورد و مجبور به عقب
نشيني شد . Sub-Zero فرار كرد و با نوكران Quan Chi يعني Jataaka , Kia و
Sareena جنگيد . او Jataaka و Kia را كشت اما به طرز مرموزي از كشتن
Sareena صرف نظر كرد . در نهايت با گرفتن كليد عبور از سه زير دست ، او
توانست به قلعه ي Quan Chi راه پيدا كند و با جادوگر فريبگر روبرو شود .

Quan
Chi براي Sub-Zero توضيح داد كه تنها دليل استخدام او ، سنگ دلي و
خونسردي او و وجود تاريكي و تباهي درون Sub-Zero بود . Sub-Zero با
Quan Chi مبارزه كرد و تقريبا در حال شكست خوردن بود كه ناگهان Sareena از
راه رسيد و به Sub-Zero در شكست دادن استادش كمك كرد . Sareena در حال
التماس كردن از Sub-Zero بود كه ، او را همراه خود از دنياي زيرين ببرد
كه به دست Shinnok كشته شد ، كه حال قدرتش را توسط گردنبندش به دست اورده
بود . پس از نبرد كوتاهي Sub-Zero موفق شد گردنبند را از Shinnok بگيرد ،
در همان موقع Shinnok تبديل به شيطاني عظيم الجثه و كريه شد . مشخص نيست
كه Sub-Zero با ان شيطان جنگيد يا نه ، اما در اخر توسط گذرگاهي كه
Raiden ساخته بود از دنياي زيرين فرار كرد و گردنبند را به خداي رعد پس داد
.

زماني كه Sub-Zero در مورد حرفهاي Quan Chi مبني بر سياه دل
بودن او از Raiden پرسيد ، او اينگونه جواب داد كه همه چيز در دستان خود
اوست تا اينده ي خويش را رقم بزند ، هرچند Raiden با خود پيش بيني ميكرد
كه Sub-Zero پس از مرگ به طبقه ي پنجم جهنم ( دنياي زيرين ) سقوط مي كند
.

Mortal Kombat
پس از بازگشتش به
مقر لين كويي ، خبر دار شد كه توسط Shang Tsung به سري مسابقات مورتال
كامبت دعوت شده است .قبيله از قبل پاسخ مثبت Sub-Zero را براي Tsung
فرستاده بود و اينگونه Sub-Zero به قصد كشتن Tsung وارد مسابقات شد .

تا
به امروز ، سرنوشت Sub-Zero به طور كلي نامعلوم بود . به حساب Raiden ،
Scorpion در مسابقات شركت مي كرد و بر قسم خود مبني بر گرفتن انتقام از
Sub-Zero پا برجاي مي ماند . مدتي پس از شكست خوردن Goro و Tsung از مبارز
شائولين Liu Kang زماني كه جزيره در هرج و مرج به سر ميبرد ، Scorpion و
Sub-Zero روبروي هم قرار گرفتند و Scorpion آز دشمنش خواست تا پاي مرگ با
او بجنگد . قدرت ناشي از خشم ، در نهايت بر Sub-Zero غلبه كرد و او توسط
Scorpion كشته شد .

Mortal Kombat II
بنابر
پيشبيني Raiden ، Sub-Zero به طبقه ي پنجم دنياي زيرين فرستاده شد ،
جايي كه شيطان درونش رشد كرد . جايي كه با نام نوب سايبوت شناخته مي شد .

سايبوت
به سرعت به عضويت انجمن برادري سايه ها در امد . حال او با دشمن سابقش
Shinnok پيمان وفاداري بسته بود . اولين ماموريت او از طرف ارباب جديدش
اين بود كه وضعيتي از احوال زمين و دنياي بيرون را براي Shinnok در يابد .
بنابراين او در طول كل تورنومنت MK در سايه ها باقي ماند و وفادارانه ،
موقعيت را براي خداي از شكوه افتاده بررسي كرد .

Mortal Kombat 3/Ultimate Mortal Kombat 3/Mortal Kombat Trilogy
با دستور Shinnok ، سايبوت با Shao Kahn متحد شد تا در حمله ي او به زمين به او كمك كند . مشخص نيست كه نقش او در اين جنگ چه بود .

Mortal Kombat 4/Mortal Kombat Gold
با
شكست خوردن Kahn ، Shinnok فرصت را براي قيام خودش محيا يافت و با كمك
Quan Chi از دنياي زيرين فرار كرد و جهان والا را فتح كرد . سايبوت حالا
مستقيما تحت دستور اربابش كار مي كرد . اما با وجود نقشه محتاطانه ي
Shinnok ، نيروهاي او بار ديگر توسط Raiden و يارانش شكست خوردند و انجمن
برادري سايه ها از بين رفت . با از بين رفتن Shinnok ، سايبوت به خدمت Kahn
در امد .

در پي جنگ عظيمي كه Kahn و Kitana رهبري نيروها را بر عهده داشتند ، او به Goro حمله كرد و او را به شدت زخمي نمود.

Mortal Kombat: Deception

با
كشته شدن ظاهري Kahn به دست متحدين مرگبار و نابود شدن Shinnok ، سايبوت
وضعيت خود را از يك عروسك به يك مهره تبديل كرد و تصميم گرفت علايق و
سلايق خود را دنبال كند . او تصميم گرفت تا لژيون قاتلين مخصوص به خود را
بسازد . در حال گشتن در قلعه نقريبا خالي از سكنه ي Kahn آو توانست بدن
Smoke را پيدا كند . با دوباره برنامه ريزي كردن سايبرگ توانست او را نسبت
به خود وفادار سازد ، او Smoke را دوباره به كار انداخته بود و حال تصميم
داشت ارتش شياطين سايبري خود را با كمك نمونه و نقشه هاي بدن Smoke بسازد
. تيم ان دو Noob-Smoke شناخته مي شد .

او و Smoke توسط برادرش
Sub-Zero و Sareena ديده شدند كه در حال خارج شدن از قلعه ي Kahn هستند ،
سايبوت و Smoke به دنياي زيرين رفتند و در انجا ناپديد شدند .Sub-Zero به
دنبال اندو به دنياي زيرين رفت .هر چند سايبوت و Skome مي دانستند انها در
حال تقيب شدن هستند و به Sub-Zero حمله كردند . ه نظر مي امد ، استاد
بزرگ لين كويي در مقابل اندو شكست خورد و نابود شده است تا اينكه Sareena
سر رسيد . مدتي بعد بود كه Sub-Zero تازه فهميد نوب سايبوت برادر بزرگترش
است .

Mortal Kombat: Armageddon
سايبوت
و Smoke ديگر با يكديگر تيم نيستند و سايبوت تنهايي به لين كويي حمله كرد
تا قبيله را به دست بگيرد و برادرش را بكشد اما Taven از اين كار جلوگيري
كرد و حال وقا ان بود كه Sub-Zero روي رح برادرش كار كند و شرافت سابقش
را به ان بازگرداند .

Mortal Kombat 2011

در
اين بازي Sub-Zero ـش قرار است Sub-Zero ـي اصلي باشي . بنا بر بيوگرافي
ـش او همان كسيست كه Scorpion كشت و حال به دنبال انتقامش از Scorpion است
.
Back to top Go down
Guest
Guest



Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسال29/05/11, 08:38 am

اسکورپیون جون درستش کردم
اومدم پست خودمو پاک کنم اشتباهی پست شما هم پاک کردم
شرمنده
Back to top Go down
Sponsored content




Postعنوان پست : Re: داستان شخصیت های Mortal Kombat   تاريخ ارسالToday at 11:15 am

Back to top Go down
 

داستان شخصیت های Mortal Kombat

View previous topic View next topic Back to top 
Page 1 of 1

Permissions in this forum:You cannot reply to topics in this forum
طرفداران مورتال کامبتگالري :: کاراکتر ها :: داستان(بیوگرافی)-
پرش به :  
Free forum | © phpBB | Free forum support | Contact | Report an abuse | Free forum
سايت طرفداران مورتال كامبت | سايت اصلي مورتال كامبت 2011